آقا بزرگم میگفت: یازده سالم بود با بابام دوتا خورجین انگور از باغمون میچیدیم, تا خونه برسیم همش تموم میشد بابام همه رو خیرات میکرد فقط یک کیلو میموند.میگفتم: اینهمه زحمت کشیدیم آخرش یک کیلو؟میگفت: خودمون خوردیم بقیه هم استفاده کردن همین بسمونه!الهی شکر🤲#آقا_بزرگم 09:17 - 9 April 2023