از جنگ جمل که به کوفه برگشت.اشراف و مردم به استقبالش رفتند.نماز خواند و به منبر رفت.فرمود:خبر دارم که عدهای از کوفیاندر این جنگ مرا یاری نکردند،از آنها گله مندم و ناراحتم.از آنها دوری کنید و به آنها اعتراض کنیدکه بفهمند حزب خدا کدام طرف اند،و اهل تفرقه چه کسانی اند."مالکبنحبیب"
رئیس شرطیان کوفه بود.برخاست و گفت: یاامیرالمومنیندوری و اعتراضبرای اینها کم استهمهی آنها را باید کُشت!حضرت سخنش را قطع کرد و فرمود:سبحان الله؛ مالک!تند رفتی و از حد تجاوز کردیو در آتش خشم غرق شدی.مالک توجیه کرد که: یا علی گاهی خشم لازم استتا بر دشمن ظفر یابیم.فرمود: اینطور هم نیست،
ای مرد به ستوه آمده؛فرمان خدا این است که کشتن فقط برای کشتن باشد و بس؛نه نافرمانی.حتی خشم هم در چنین جایی لازم نیست...امیرمسلمینعلیعلیهالسلام| وقعهصفین،ج۱،ص۱
13:28 - 18 May 2024