جمعه ها با ساعتم بیگانه امبا غریبی شما همخانه امجمعه ها ثانیه ها دق می کنندشِکوه ها از صبح صادق میکنندبر غریبی شما آقا! گریه میکنندباز هم آدینه آمد بی امامباز هم این قصه مانده ناتماملحظه ها در جمعه ها غرق غمندبا دقایق همنشین ماتم اندثانیه دور از شما آه و تب استصبح جمعه بی شما شام شب است