دلم برای اون یه دسته از نسل خودمون میسوزه؛نه اهل این بودیم که همرنگ جماعت بشیم،نه تونستیم یه آدم کاملا منزوی بشیم..مذهبی جمع غیرمذهبیا بودیم و اون غیر مذهبی جمع مذهبیا..اهل پارتیو مهمونی اصلا نبودیم!ولی تو جمع نماز خونا هم قبول نبودیم..نه تونستیم مثل خانوادههامون فکر کنیم،
من یه دهه هشتادیمما دهه هشتادیا تهش ۲۳ سالمونه کمه کمش۱۳ سالمونهولی با این سن کممون اندازه یه دهه شصتی غم دیدیم.....میدونین از کجا شروع شد؟!اون روزا که هنوز تو حال و هوای شهادت نبودیمفقط حواستون به درس و زندگیمون بود.....یه روز صبح بیدار شدیمدیدم مادر گریه میکنه، پدر ناراحته،همه ناراحتن
Show this thread
نه قبول کردیم مثل یهسری همسنهامون بریم سراغ تفریحای کاذب و الکی..احساس میکنیم وایسادیم روی خطی که خیلیا اینورشن و خیلیا اونورش..و ما موندیم این وسطو داریم دوطرفو تماشا میکنیم.......:)
12:06 - 6 August 2024