از مردم صد رنگِ این دوران می ترسماز آشنای بی رگ و وجدان می ترسم،از آنکه در ظاهر رفیق و در خفا امّا . .ما را فروشد این چنین ارزان می ترسماز آدمِ بی جنبه که، تا می رسد جایی،بد می شود حالا به هر عنوان میترسمیا از کسی که عقدهی حُجب و حیا دارد،هر خلوتی... سر می کند عریان می ترسم
از آنکه سر، در چند وچونِ این و آن دارددر خلوت مردم دهد جولان، می ترسمآن مردِ چوپانِ دبستان را به یادت هست؟من از کسی مانند این چوپان می ترسم؛از ابتدا با آدمِ نامرد بد بودم . .از هر چه نامرد است در ایران میترسم!:)
14:28 - 19 July 2025