هر که عمرش بیش، قسطش بیشتردوغ را من دوست میدارم، ولی سم بیشتر!زخم دل را عاشقان با جان ستایش میکنندزخم دل کم دیدهام، زنبیل مرهم بیشتر...رسم جان دادن ور افتاد و بشر حیران شدهچون بگویند هر که عمرش بیش، قسطش بیشتر!با شوهر عمه، سیاسی گفت و گویی داشتمگفت هم آبی ندارند، از قضا برق بیشتر...
از عجب نازی بیافتاده به جان شهر ما شیر آب چون ناز دارد، تیر برق هم بیشتر!چون یکی گوید تو قط[ع] کن دیگری نازی کند«قطعی ما از شماست، ناز فراوان بیشتر!»
چون سخن از برق و آب و قیمت ماشین شدهترسم از زخم جفا، از برق گونی بیشتر!لاجرم از این تریبون مدتی دوری کنم تنگی دل غم شد و تنگی منزل بیشتریا رب، زندگی را درد ناآگاه سختش میکنددرد را از ما بگیر و حرص دنیا بیشتر!
22:25 - 27 July 2025