#یکی_نوشته_بود تو #نجف رفتم خونه یکی از #عراقی ها (با اصرار و تقریباً به زور) پسرش دست و پا شکسته فارسی حرف میزد. خیلی گرسنه نبودم ولی یه عالمه به قول خودشون #طعام برامون آوردن. به پسره گفتم میشه ظرف منو کمتر کنی؟ دستخورده میشه نمیتونم بخورم. گفت نه خانواده منتظرن از ته مونده غذای شما بخورن.... 22:29 - 12 September 2023