هیچی فقط امروز بعد یه سال کنکوری بودن رفته بودم مسجد یه کلاس معرفتی گذاشته بودن، ۹۰ درصد شرکت کننده ها بالای ۳۰_۴۰ سال بودن و فقط دوتا نوجوون نشسته بودن پای صحبت حاج آقا.باعث شد احساس نیازی که به مرور محتوای #بینهایت داشتم چندبرابر بشه عجیب چی بود؟ آدمایی که حداقل دو سه دهه بیشتر از منِ #دهه_هشتادی زندگی کرده بودن سوالایی میپرسیدن و گره های ذهنی ای در مورد برخی مسائل اعتقادی و معرفتی داشتن که.. نمیگم "من فهمیدمشون، بلدم، درکشون کردم، میتونم بقیه رو قانع کنم..." ولی حداقلششش اینه که تئوری دو سه باری از نظر گذروندمشون و... در مورد بعضیاش رسماً میتونم بگم اینجوری بودم که « حاجیییی استاد ابراهیمی سه چهار سال پیش اینارو واسه ما شست پهن کرد یه گوشه!!!!!!! »
نمیدونستم خوشحال باشم یا حسرت بخورم... از قدرنشناسی و محکم تر نگرفتن این مسیر توسط خودم! اینکه خدا چه نعمتی بهمون داده که تو سن نوجوونی حداقل یسری مسائل بنیادی برامون مطرح شد جوری که اینجا اون سوالا رو میشنیدم انقدر برام بدیهی بود که تعجب میکردم مگه میشه برای کسی سوال باشه...
واقعاً لفظ و عبارت مناسب برای احساسم پیدا نمیکنم!!! اینکه بیش از حد قدرنشناسم یا غافل یا چی... ولی هرچی هست حداقلش میتونم خداروشکر کنم بابت این یادآوری و تلنگر!!!! کمترین کاری که از دستم بر میاد تو این موقعیت...امیدوارم فقط حرفشو نزنم و در عمل هم قدر بدونم (:#الحمدللهکماهواهله 00:14 - 27 September 2026