کربلا صدایم نکرد…راه افتادند، رفتند، رسیدند…و من، در ازدحام حسرت‌ها جا ماندم.نه توانی برای رفتن دارم، نه امیدی به…فقط مانده‌ام با دلی که هر شب تا کربلا می‌رود وهر صبح با بغض جاماندگی برمی‌گردد.آقا! این جاماندگی می‌کُشد مرا…
12:54 - 1 August 2025

1 Reactions
454 Views