✓ رسانهی بیخردِ «دنیای اقتصاد» با یک منطق محاسبهگر و تقلیلگرای مادی نوشته است که «خانهنشینی زنان خسارت ملی به بار میآورد»؛ گویی هر زنی که وارد بازار کار نمیشود، یک «نیروی کار بلااستفاده» است که از چرخهی تولید ثروت خارج مانده است!✓ اما یکی نیست به این جماعت بگوید: چه کسی گفته تنها کاری که ارزش اقتصادی دارد، کاری است که برایش فیش حقوقی صادر میشود؟!✓ وجود زن خانهدار، بخش بزرگی از هزینههای زندگی خانواده را حذف یا بهشدت کاهش میدهد. اگر زنی که در خانه برای همسر و فرزندانش آشپزی میکند، لباس میشوید، خانه را نظافت میکند، نان و مربا و دیگر مواد غذایی تهیه میکند، از فرزندان مراقبت میکند و بخش مهمی از تربیت و آموزش آنان را برعهده میگیرد، این خدمات را انجام ندهد، خانواده ناچار است برای بخش قابل توجهی از همین امور نیروی انسانی و خدمات پولی خریداری کند.✓ پس این خدمات «هیچ» نیست؛ تولید است، اما تولیدی که در بسیاری از محاسبات اقتصادی رسمی بهعنوان درآمد و اشتغال ثبت نمیشود.✓ مسئله دقیقاً همینجاست: اقتصاد سرمایهداریِ بیمار، غالباً چیزی را که بتواند برایش قیمت تعیین کند، «ارزشمند» میشمارد و آنچه را در خانه و در قالب محبت، مسئولیت، ایثار و کار بیمزد انجام میشود، بهراحتی از صورتحساب خود حذف میکند.✓ زن خانهدار ممکن است درآمد ماهانهای به خانه وارد نکند، اما میتواند هزینههای هنگفتی را از دوش خانواده بردارد و سرمایهای به نام «نسل آینده» تولید کند.✓ مادری که فرزندش را پرورش میدهد، صرفاً «در خانه نشسته» نیست؛ در حال انجام یکی از بنیادیترین کارهای تمدنی است: انسانسازی.
✓ اگر قرار باشد تمام خدماتی را که یک بانوی خانهدار بهصورت شبانهروزی و بدون دریافت دستمزد انجام میدهد، به خدمات رسمی و خریدنی تبدیل کنیم، آنگاه باید برای آشپزی، نظافت، شستوشو، مراقبت از کودک، آموزش ابتدایی، نگهداری از سالمندان و دهها خدمت دیگر هزینه پرداخت کنیم.✓ بنابراین سؤال را باید برعکس کرد: اگر زن خانهدار از خانه خارج شود و تمام این خدمات را رها کند، چه میزان هزینهی جدید به اقتصاد خانواده و در مقیاس بزرگتر به اقتصاد جامعه تحمیل خواهد شد؟✓ مشکل اینجاست که اقتصاد بیمار، زن را عمدتاً زمانی «مولد» میبیند که بتواند نیروی کارش را در بازار عرضه کند و در مقابل آن پول دریافت کند؛ اما وقتی همان زن در خانه، برای خانواده و نسل آینده کار میکند، ناگهان «غیرفعال اقتصادی» نامیده میشود!✓ این چه نوع محاسبهای است که کارِ پولساز را تولید میبیند، اما کارِ هزینهزدا را نمیبیند؟ زن خانهدار «بیکار» نیست؛ او در حال انجام کارهایی است که بخش مهمی از آنها اگر در بازار خریداری شوند، قیمت دارند.✓ و البته مسئله فقط اقتصاد نیست. جامعهای که ارزش زن را با میزان درآمد و مشارکت او در بازار کار میسنجد، دیر یا زود حتی مادری، همسری، تربیت فرزند و مدیریت خانه را نیز از دایرهی «کار ارزشمند» خارج میکند؛ چون برای این امور برچسب قیمت وجود ندارد.✓ تأسفآورتر آنکه رسانهای که باید محدودیتهای چنین محاسبهی ناقصی را به پرسش بکشد، خود به بلندگوی همان منطق تبدیل شده است.✓ همهی ثروتها پول نیستند، همهی تولیدها در کارخانه اتفاق نمیافتند و همهی کارهای ارزشمند، فیش حقوقی ندارند.
✓ گاهی مهمترین کار اقتصادی یک انسان، کاری است که باعث میشود خانواده برای انجام دهها کار دیگر اصلاً مجبور به پرداخت پول نشود؛ و گاهی مهمترین کار تمدنی یک انسان، کاری است که هیچگاه در جدول تولید ناخالص داخلی ثبت نمیشود.✍ یادداشت: محمدجواد خواجهوند🔗 پیوست مرتبط:eitaa.com/cupathology/22330 22:00 - 8 September 2026