هوالحکیمخانم روان‌شناس در این ویدئو توصیه می‌کند که زن و مرد حتماً با کسی ازدواج کنند که «DQ» بالایی داشته باشد. او DQ را «هوش شرافت» معنا می‌کند و در توضیح آن می‌گوید کسی که از هوش شرافت برخوردار است، می‌تواند بسیاری از کارها را در خلوت انجام دهد، به‌گونه‌ای که هیچ‌کس نیز متوجه آن نشود؛ اما آن کار را انجام نمی‌دهد.✓ برای مثال می‌گوید فرد می‌تواند در خیابان زباله‌ای روی زمین بیندازد و کسی هم متوجه نشود، اما این کار را نمی‌کند؛ چون از «هوش شرافت» بالایی برخوردار است.✓ هوش لیبرالی، مادی و منقطع از وحی، دقیقاً از همین مسیر عمل می‌کند: آموزه‌هایی را که ریشه‌های عمیق دینی و توحیدی دارند، از بستر الهی و غایی خود جدا می‌کند، صورت‌بندی‌ای شیک و علمی به آن می‌دهد و سپس آن را به جهت تامین منافع زندگی مادی، در بافت زندگی انسان مدرن تزریق می‌کند.✓ آنچه با عنوان «هوش شرافت» معرفی می‌شود، از یک منظر بسیار نزدیک به مفهوم «ادب حضور» است؛ اما تفاوتی بنیادین در مبنا و غایت میان این دو وجود دارد.در منطق مادی، به انسان گفته می‌شود: تو می‌توانی در خلوت هر کاری انجام دهی، اما چون متمدن شده‌ای، چون به قواعد اجتماعی احترام می‌گذاری و چون منافع دیگران را رعایت می‌کنی، این کار را انجام نمی‌دهی. در این صورت، مسئله اساساً «عبودیت» نیست؛ بلکه مسئله، فرایند متمدن‌سازی و «اهلی‌سازی» انسان برای زیست اجتماعی نرمال است.✓ انسانی که به این معنا «هوش شرافت» دارد، شهروندی منضبط‌تر، قابل‌پیش‌بینی‌تر و حرف‌شنوتر می‌شود؛ چراکه قواعدی را رعایت می‌کند که برای نظم اجتماعی مطلوب تلقی شده‌اند.
4 MB
✓ اما در منطق اسلام، مسئله از اساس چیز دیگری است. «ادب حضور» از اینجا آغاز می‌شود که عالم، محضر خداست؛ «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید.» انسان مؤمن، خود را دائماً در محضر الله می‌بیند؛ نه فقط در خیابان و در برابر چشم مردم، بلکه در خلوت، در خانه، در اتاق بسته و در جایی که هیچ انسانی او را نمی‌بیند. «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَىٰ»؛ آیا انسان نمی‌داند که خدا او را می‌بیند؟✓ این «درک حضور» است که انسان را به رعایت حدود وامی‌دارد. او زباله را روی زمین نمی‌اندازد، نه صرفاً به این دلیل که شهروند متمدنی است یا ممکن است دیگران از این رفتار او متضرر شوند؛ بلکه رفتار او در تمام ساحات زندگی باید ذیل نسبت او با خداوند معنا پیدا کند. در این منطق، خلوت و جلوت از یکدیگر جدا نیستند؛ چراکه ناظر حقیقی در هر دو یکی است.✓ میان «هوش شرافت» و «ادب حضور» تفاوتی جدی وجود دارد. در یک صورت، انسان در فرایند «ماتریال» و نظم مادی، به شهروندی متمدن و اهلی‌شده‌ی مورد رضایت مردم و حکمرانی تبدیل می‌شود؛ شهروندی که رعایت قواعد اجتماعی، منافع دیگران و نظم عمومی را درونی کرده است. در اینجا، غایت، انسانِ سازگار با نظم موجود است.✓ اما در منطق توحیدی، انسان برای آنکه ابزار و ملعبه‌ی تمدن و نظم اجتماعی نشود، بلکه بنده‌ی خدا باقی بماند، خود را در محضر الله می‌یابد. او نه به خاطر نگاه مردم، نه صرفاً برای حفظ نظم اجتماعی و نه صرفاً برای آنکه «آدم خوبی» در چشم دیگران باشد، بلکه برای رضایت الله و ساخت حیات اخروی خود حدود را رعایت می‌کند.
✓ تفاوت این دو نگاه بسیار اساسی است: اینکه انسان، به‌واسطه‌ی فرایند تمدن مدرن، به «شهروند اهلی» تبدیل شود، یک مسئله است؛ و اینکه انسان، به‌واسطه‌ی «درک محضر الله»، به جایی برسد که خلوت و جلوتش یکی باشد، مسئله‌ای دیگر.✓ اولی انسانی می‌سازد که در برابر قواعد اجتماعی منضبط است؛ اما دومی انسانی می‌سازد که حتی آنجا که هیچ‌کس او را نمی‌بیند، از حدود الهی عبور نمی‌کند.✓ این فاصله‌ی میان «اهلی‌سازی انسان» و «عبودیت انسان» است؛ فاصله‌ی میان انسانی که برای نظم موجود تربیت شده و انسانی که خود را در محضر خدای حاضر و ناظر می‌بیند.
21:07 - 20 September 2026



3 Replies

Profile picture of ‌علی‌
Replying to
احسنت 🙏

Profile picture of ‌ضد گام دوم‌
Replying to
۱. کلمه decency به معنی 《نزاکت، شایستگی، رفتار مناسب》 است وشرافت در انگلیسی Honor گفته می‌شود!!!۲. ضریب شایستگی (Decency Quotient) برای محیط‌های شغلی و درخصوص رفتار با همکاران ساخته شده.۳. ۳۰ سال پیش روان‌شناسان می‌گفتند 《البته IQ مهمه، ولی EQ از آن مهم‌تره》.و برای اندازه‌گیری آن بیا پیش ما🤑

Profile picture of ‌ضد گام دوم‌
Replying to
۴. اصطلاحاتی مثل IQ، EQ، ضریب جینی، تولید ناخالص داخلی، ضریب ناهنجاری، تورم، تنش سیاسی، الیثیا، جمهوری، دموکراسی و .... همه 《فرضیه》هایی هستند که توسط فردی تولید شده و مبنای تصمیمات بعدی قرار گرفته‌اند.《نهضت تولید علم و جنبش نرم‌افزاری》 یعنی باور به اینکه متون دینی می‌تواند منبع تولید فرضیات باشد.