وزیری پسر کودنی داشت؛ نزد استادی بردش تا تعلیم و تربیتش کند، شاید که عاقل و دانا شود؛ مدتی استاد تلاش کرد ولی سودی ندید؛ استاد، وزیر را خواست و ماوَقَعْ را شرح داد و گفت: این کودن نه تنها عاقل بشو نیست بلکه مرا هم دیوانه کرده است! خر عیسی گرش به مکّه برندچون بیاید هنوز خر باشد
وزیر که دید پسر کودنش تربیت بشو نیست و عاقل شدن در خونش نیست، دستش بگرفت و عضو هیأت مدیرهٔ شرکت دولتیاش کرد. گلستان سعدی با دستکاری
09:32 - 16 June 2024