در تمام عمر اگر بر سفره ام نان داشتمگوشه بازار شاهنشاه دکان داشتمخرج کردم هرچه در دنیا حسابش دست اوستدست ها در دخل بی پایان سلطان داشتمچوب پرها شاهدم هستن مثل پرچمشهر زمان از شوق او زلفی پریشان داشته اماستکان ها گرم لب خوانی زوارند و منگوشه ای از چایخانه قدری اسکان داشتمشوکت شام ....