امشب که نرگس‌ها اسیر دست پاییزندکوکب به کوکب در عزایت اشک می‌ریزندبی چشم‌هایت کوچه‌های سامرا، حتیبیش از شبِ زندان هارون خوف‌انگیزندبی شانه‌هایت شهر نا امن است، مردم کاشاز هر که نامش معتمد باشد بپرهیزند..تا کی بنوشیم از عبورِ عمر، حسرت را؟تا کی تمام کاسه‌ها از زهر لبریزند؟
با رفتنت زانو زدیم، ای آن‌که یارانتیک‌روز با فرمان فرزندت به‌پا خیزند#امام_حسن_عسکری🥀 _اعظم سعادتمند
19:20 - 20 August 2026