#معرفی_کتاب#روانشناسیروزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.شبی را درخانه زنی فقیر گذراندند و از شیر تنها بزی که داشت خوردند . مرید فکر کرد کاش قادر بود به او کمک کندوقتی این را به مرشد خودگفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد:”اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بُکش!”(ادامه ...)
20:41 - 1 December 2023



Profile picture of ‌راضیه علی اکبری‌
@DrAliakbari1 December 2023
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کُشت!سال ها گذشت و روزی مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند و سراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خَدم و حَشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، ...(ادامه دارد)
Profile picture of ‌راضیه علی اکبری‌
@DrAliakbari1 December 2023
زن گفت : سال ها پیش من تنها یک بز داشتم و یک روز صبح دیدیم که م‍ُرده و مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم...مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشد و تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات، آن را قربانی کرد...پس ؛ بُزت را بکش تا تغییر کنى!!
2 Replies

Profile picture of ‌سیدمحسن موسوی‌
@Seyyedmohsenmusavi2 December 2023
Replying to @DrAliakbari
بنظرم نفی طاغوت و نفی هر چیز یا وجود یا قدرتی که ما را به دیده شدن توسط غیر خدا ترغیب میکند همان #بزی است که در داستان آمده و باید ابراهیم وار سربرید!مسئله ی بشر امروز همان دیده شدن است!#دیده_شدن عاملیست برای انتخاب مسیرهای غلط و درستمنتها دیده شدن توسط چه کسی و چه قدرتی؟!#دیده_شدن