اون موقع هروقت حجاب میزدم فامیل میزدنش به شوخی و منم دیگه قیدشا میزدم..یه معلم فارسی داشتیم همیشه درمورد حجاب میگفت و من هیچ وقت گوش نمیدادم تا اینکه یه بار گوش دادم به حرفاش...خلاصه نهمم تموم شد و ماه محرم بود هیئت محلمون بودم گفتم امام حسین من یه چیزی ازت میخوام اگه دادیش بم مذهبی میشم ..قسمت2
طرفای ما چادر پوشیدن اجبار بود منم از هفتم چادر پوشیدم اون موقع حتی بلد نبودم چادرا درس بگیرم ....من مذهبی بودم اما مذهبی سنتی نماز و روزه و حجاب را به اجبار خانواده داشتم.وقتی میرفتم شهرهایی که کسی را نمیشناختم چادرما در میاوردم تا کلاس نهم همین جور بودم و میگفتم دبیرستانی شدم چادر نمیپوشم..قسمت1
00:23 - 3 July 2025