#عدل_حکومت_مظلومیت#علی...مگر میتوان بدون مجالست با روح هایی که همه در زیر سقف یک خانه گلین خانه ام ابیها،نفس کشیده اند،نباشی و آنگاه چون برگزیده خدا با ولع تبلیغ کنی.....مي توانستحادثه اي هرگز پيش نيايد و تا آخر عمر متوجه نشویمچنين اوج ها رنگها،جلوه ها پروازهائي، هم در دنيا هست. حادثه اي كه ممكن بود هرگز پيش نيايد و تو، در همان راهي كه در آن متولد شده اي، همين جور، بروي و بروي و بروي تا پير شوي و بعد، همچون گاو مثنوي، در بغداد، «فوت كني».آه! اگر در زندگي، برخی را نمي شناختم و اگر اين حادثه ي بزرگ در عمرم رخ نمي داد، احساس مي كنم كه تا آخر عمر، از چه چيزها بي خبر مي ماندم!
و يا اگر من باتلاتم آنهاآشنا نمي شدم، آنچه كه از ایشان گرفتم را از چه كساني مي توانستم بگيرم؟ از چه كتاب هائي مي توانستم بياموزم؟مگر طعم خاص يك انسان خوش طعم را در كتاب ها نوشته اند؟مگر بوي مست كننده ي گيج كننده ي نشئه آور يك روح تند و لطيف و معطر را در رشته هاي علوم تدريس مي كنند؟
مگر مزه غريب يك لحن بامزه را در آزمايشگاه ها به تجربه مي يابند؟رنگ خيره كننده مرموز حيرت آور يك احساس خوش رنگ را با تفكر مي توان شناخت؟مگر گرماي نوازشگر و لذت بخش يك قلب مشتعل از آتش آتشفشان هاي مجهول و اسرار آميزي كه از غيب درون و ماوراء الطبيعه ي دل، در روح مي گيرد را با هوش مي توان شناخت؟
زيبائي هاي يك انسان زيبا و خوبي هاي يك انسان خوب را با نبوغ مي توان شناخت؟بايد نزديكش بنشينيبه او دل دهيدر او حلول كنيدر او غرق شويآغوش روحت را و لبان قلبت را و دهان فهمت را به روي او باز كنيبا دقت و مواظبت و عطش و نيازمندي و فروتني و تسليم و مداومت و اطمينان و صبر و مقاومت
راه ها ئي كه به درون پر معجز او باز مي شوند را كشف كني درهائي كه به درون پر كرامات او گشوده مي شوند را بجوئي پنجره هائي كه به درون پر عجايب او باز مي شوند را بيابيحتي ريز ترين روزنه هائي كه به درون پر اسرار او باز مي شوند را پيدا كني
همه ي خود را (همه ي ابعاد، همه ي خواست ها، همه ي تشنگي ها، همه ي فهم ها، همه ي حس ها، همه ي درك ها، همه ي بلعيدن ها، همه ي مكيدن ها، همه ي گرفتن ها) در مسير اين رهگذر ها و دريچه ها و روزنه ها قرار دهی بنشيني و صبر كني و ببيني و بيابي و حس كني كه اوووووو...ه!
22:56 - 10 October 2024