🎁 ★تولد ۷۰ سالگیات مبارک!★سالها بود چیزی روی قلبشان سنگینی میکرد. چیزی شبیه احساس غم یک کودک، وقتی چند دزد گردنکلفت در پیش چشمان او پدرش را برهنه و #غارت میکردند. یا شبیه حس کشاورزی که در زمین خود و با سرمایهی شخصیاش گندمی کاشته بود، ماهها آبیاری و رسیدگی کرده بود و حالا در فصل درو... 👇
و حالا در فصل درو، باید خوشههای طلایی مزرعهاش را بیمزد و انعامی در اختیار خزانهی حاکمان محلی میگذاشت. یا حتی احساسی شبیه حس یک کافهچی سر جاده، که سربازان #دشمن پس از صرف رایگان شام و چایشان در کافهی او، بیهوا از پلههای مغازه بالا میرفتند و به خانه و زندگی مرد سرک میکشیدند
و همسر و فرزندانش را دید میزدند و با آنها عکس یادگاری میگرفتند!حس غمباری که از سلطهی #استعمار در ایران، بر جانهای مردمان این سرزمین نشسته بود، دستکم دو قرن سابقه داشت. حداقل دو قرن بود که چیزی روی قلب ایرانیان سنگینی میکرد؛ ترکیبی از احساس غم و تحقیر و سرخوردگی و اسارت و بردگی...
#محمدرضاشاه که به دلیل نفرت عمومی مردم از خفقان و #دیکتاتوری دوران پدرش، از ابتدای سلطنت تصمیم گرفته بود حداقل در ظاهر متکی و معتقد به #دموکراسی باشد، کمکم با چالشهای تازهای روبرو شد. مدتها بود که نمایندگان مجلس با سرپرستی افرادی مانند محمد مصدق، اصرار بر ملی شدن صنعت نفت ایران داشتند.
رهبری #مصدق در این جریان و به ثمر رسیدن آن، در کنار افزایش حمایتهای مردمی از او باعث شد که سرانجام طی یک سازوکار کاملاً قانونی، او به نخستوزیری برسد و دولت خود را تشکیل دهد. اما این پایان ماجرا نبود.
تلاش مصدق برای ملی کردن صنعت نفت، پیش از آغاز نخستوزیری او به نتیجه رسیده بود و این کار، پدر و مادر استثمار (#انگلیس و #آمریکا) را به شدت خشمگین کرد. از طرفی، اختیارات فزاینده و قدرت بالای مصدق در امور کشور، محمدرضا را به مهرهای بیخاصیت در رأس حکومت تبدیل میکرد.
همهی اینها دست به دست هم داد تا طرح #کودتا علیه نخستوزیر قانونی ایران کلید بخورد و در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ او را از ریاست دولت ساقط کند.
احساس غم و سرخوردگی ۲۰۰ ساله ایرانیان را یادتان هست؟ حالا با دخالت آشکار دولتهای بیگانه در امورسیاسی کشور و تغییر غیرقانونی نخستوزیر، یک خشم عمومی نیز به آن احساسات غمبار اضافه شده بود. ازطرفی پس از #کودتای_۲۸_مرداد، محمدرضا باهدف افزایش قدرت و جبروت خود و جلوگیری از ظهور مجدد دولتمردانی چون مصدق،
دوران دیکتاتوری سلطنت خود را آغاز کرد که به گواه تاریخ، به مراتب خوفناکتر از دیکتاتوری پدرش #رضاخان بود. این اتفاقات دست به دست هم داد تا سلسلهی جدیترین #اعتراضات_مردمی نسبت به رژیم پهلوی، در ایران آغاز شود.
دانشجوها سردمدار اعتراضات بودند. آنها چند ماه به اشکال گوناگون تلاش کردند تا مراتب انزجار خود از دخالت بیگانه را به گوش مسئولان حکومتی برسانند. تا اینکه خبری در آذرماه سال ۳۲، آتش خشم آنها را شعلهورتر کرد: #نیکسون (معاون رئیسجمهور وقت آمریکا) قصد سفر به تهران را داشت!
روز #۱۶_آذر بود و تنها چندماه از کودتای ۲۸ مرداد میگذشت. دانشجویان #دانشگاه_تهران در حرکتی شجاعانه، بدون تیغ و دشنه و قمه و کوکتلمولوتف، بدون فحش و ناسزا و الفاظ رکیک، تنها با یک شعار ملی–سیاسی به استقبال نیکسون رفتند: «مرگ بر آمریکا».
محمدرضا که سرکوب معترضان را از چندماه قبل آغاز کرده بود، دستور تیراندازی خشونتآمیز در تجمع دانشجویان را داد که سه تن از آنها به نامهای #مصطفی_بزرگنیا، #احمد_قندچی و #مهدی_شریعترضوی کشته شدند. لذا دشمنی رژیم با مردم شکل جدید وآشکاری به خود گرفت و شروعی شد برای پایان دادن به چندقرن ظلم و چپاول...
ما هرسال در شانزدهمین روز از آذرماه، سالگرد حادثهای را گرامی میداریم که به ۲۵ سال قبل از پیروزی #انقلاب_اسلامی برمیگردد! قهرمانانی را یادمیکنیم که ربع قرن پیش از پایان دوران تاریک تاریخ ایران، تلاش برای حفظ ارزشهای ملی را نه با التماس به قدرتهای بیگانه، بلکه دقیقا در مبارزه با آنان آغاز کردند.
۱۶ آذر امسال، هفتادمین سالروز تولد ایرانیترین، اسلامیترین و توحیدیترین شعاریست که در پی کودتای ۲۸ مرداد و حماسهآفرینی دانشجویان در اعتراض به آن، شکل گرفت.
شعاری که نقشهی راهی برای مبارزان سراسر جهان در برابر قدرتهای استعمارگر و طاغوتی شد و اکنون در سالهای اوج قدرت و شکوهش، میرود تا خود را به منصهی ظهور برساند! تولد ۷۰ سالگی #شعار توحیدی #مرگ_بر_آمریکا مبارک باد.#روز_دانشجو📚