زخم کاری - این قسمت؛ هاری مالک /اگر سمیرا برندهی داستان شود…۱- راستی!اگر نهایتاً و در انتهای فصل چهارم زخم کاری، برندهی داستان، سمیرا باشد و بتواند پشت صندلی مدیریت «هلدینگ ریزآبادی» بنشیند، یعنی مهدویان ضدّ قهرمان (انتاگونیست) را در انتها چیره نشان داده و بدینترتیب، مخاطب، ناخواسته، حس
میکند تمام جرایم اقتصادی، کثافتکاریها، جنایات، زنای محصنه (با حاج عمو در فصل اوّل) و پلشتیهای شخصیّتی سمیرا، منتج به نتیجه و به هر حال، عامل پیروزی او شده و حتّی هزینه دادن او در این راه هم میتواند قابل هضم و طبیعی جلوه کند.مضاف بر آنکه از فصل دوم، مقابل ضدّ قهرمان یعنی سمیرا، یک غیر قهرمان
همذاتپندار (سمپاتیک) قرار گرفته به نام مالک، که دقیقاً جبراً چون مقابل شخصیّت شیطانی و علیه منفیترین نقش تعریف میشود، چارهای نیست جز تصوّر این تلقّی که یک سرکردهی مافیا همچون مالک جنایتکار تبهکار مفسد اقتصادی، جای قهرمان (پراتاگونیست) نشسته؛فلذا اصول «بار کج به منزل نرسیدن» و «عاقبتبهشر
بودن شیطانصفتها و خلافکاران»، در زخم کاری، مجموعاً رعایت نمیشوند و چندان قابل سرزنش نیست اگر مخاطب، گاه احساس تعلّق خاطر و پیروی ناخودآگاه از بخشی یا بلکه همهی وجوه شخصیّتی زخم کاری کند یا افعال چنین نقشهایی را در زندگی شخصی و کاریاش، پی گیرد!۲- بعد از قریب چهار سال درگیر کردن روح و روان
مخاطب، طی چهار فصل زخم کاری، عاقبت امر، مخاطب اگر طرف مالک بایستد، باخته،طرف سمیرا بایستد، بیشتر باخته،طرف هر دو نایستد، بهرهمندی از لذّت سینما را باخته و طرف هر دو بایستد، دین و دنیایش را باخته؛بازندهی بزرگ و اوّل و آخر این سریال، تماشاگر است چون محروم شده از تماشای یک مجموعهی نمایشی ...
09:07 - 25 January 2025