روزی روزگاری در زمان‌های قدیم مرد خیاطی کوزه‌ای عسل پرسید: «چرا خوابیده‌ای؟»شاگرد ناله کنان پاسخ داد: «تو که رفتی من سرگرم کار بودم. دزدی آمد و یکی از پیراهن‌ها را دزدید و رفت. وقتی من متوجه شدم از ترس شما زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم.»
14:49 - 26 December 2022

22 Views