...مشابه،نماد این پیوند بودند: جایی که قدرت سیاسی به تجارت نیازهای مردم گره می‌خورد و #رنج عمومی به سود خصوصی تبدیل می‌شود. رسانه‌هایی چون هم‌میهن،سازندگی و... نیز در این چرخه نقش دارند.تیترهای سفارشی،بحران‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند یا سکوتی سنگین بر فساد می‌افکندند. به جای دفاع از #استقلال وطن
وحقیقت، به ابزار تبلیغاتیجناح‌ها بدل شدند.گاه حتی هم‌صدایی با مواضع #بیگانگان را در موضوعات حساس ملی بازتاب دادند. این رسانه‌ها، به جای وجدان بیدار جامعه، به پل‌های چاق‌کن شبکه‌های فساد بدل شدند. این روایتها نشان می‌دهد که #فساد تنها در چهره‌های فردی خلاصه نمی‌شودبلکه ساختاری است که از نهادها و
سازمانها و ...تا رسانه‌ها امتداد دارد. هر حلقه،از مجوزهای نانواخانهو...تا ثبت برندهای دارویی از تیترهای #روزنامه تا قراردادهای پخش،بخشی از یک زنجیره است. و هر زنجیره، اگر شفافیت و پاسخگویی نداشته باشد، به انحصار و رانت می‌انجامد. اما زخم کاری اینجریانات فاسدمزدور بیگانگان و...«قطعه‌قطعه کردن دین»
«تبعیت از اهواء»و «نازعه و اختلاف» به‌عنوان آفت‌های حقیقت میباشد. #قرآن اهل تفرقه را از پیامبر جدا می‌داند و می‌فرماید که آنان #دین را تكه‌تكه کردند و هر دسته به آنچه نزد خود داشتند شاد شدندو نیز هشدار می‌دهد که نزاع، سستی و رفتن #شکوه را در پی دارد. #مرجع پیشرو ،آن کسی است که
مردم را از پراكندگی به محور حق فراخواندنه آن که بدون کفایت علمی حرام خدارا حلال جلوه دهد .مرجع اعتدال اگر اعتدال را به #سازش با باطل معنا کند، جز بادتفرقه در کشتزار دین نخواهد دمید. اعتدال آن است که ترازوی #وحی را نگه دارد، نه آنکه وزن محبوبیت را به جای وزن حق بنهد. و مرجع مردم راه حق را به پسند
#قبیله گره نمیزند و بیشازهمه زمان رامیشناسد.راه قرآن رامیپیماید.که اختلاف بی حق را سستی وزوال #مردم میداندونهج امیر مومنان را می پویدکه حق را میزان می نهدومردمان ذا بر آن می سنجد نه بر قبیله و رنگ ها. مرجعیت نه تنظیم کننده پسندها ومنافع است ونه به مماشات با باطل می گرود....درسحرگاهان ذهن ،
وقتی سپهر تفکر از خواب سنگین روزمرگی بیدار می‌شود، به افق دانایی نگاه می‌کنم.همان جایی که کهکشان معنا از لابه‌لای آیات روشن و کلمات برنده سر برمی‌آورد. نهج‌البلاغه برایم آینه‌ی بی‌پیرایه است: بازتابی از حقیقت، بی‌آنکه زبان به آرایش مصلحت آلوده شود. در برابر این آینه، کوهساروجدان می لرزد.اما فرو
نمی‌ریزد،استوار می‌ماند تا ستاره‌باران خرد بر فراز آن ببارد و راه‌های ناشناخته را روشن کند.ستاره‌باران خردکه فرومی‌نشیند،زمین من روشن‌تر است.فرازگاه معنا،تنها تصویر نیست،میدان است.در این میدان،غکه(به فتح غین) اندیشه را باید به دست آورد:قله‌ای که با ریاضت عقل و صداقت دل فتح می‌شود.یا هو،ف علوی سوق
15:54 - 23 December 2025



2 Replies

Profile picture of ‌مهدی کاشی‌
@Mahdi_kashi227 December 2025
با دل همراه می‌شوم با این نوشته؛ متنی که درد را می‌شناسد و از سطح اشخاص عبور می‌کند تا ریشه‌های ساختاری فساد را نشان دهد. یادآوریِ خطر پیوند قدرت، ثروت و رسانه، هشداری قرآنی و نهج‌البلاغه‌ای است؛ آن‌جا که حق قربانی مصلحت و قبیله می‌شود، دین قطعه‌قطعه و جامعه فرسوده می‌گردد.

Profile picture of ‌ن.م‌
@Araknik8 February 2026
جناب عزیز کاش به زبان فارسی کنونی‌ساده وسلیس تر می نوشتی