بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِتأملی در دام واژهها سفری از ایران تا فرداهابه قلم: فتحعلی علوی سوق ایران،نه یک مرزکه یک میدان مغناطیسی از خاطرهها،...،عطرها و زخم هاست.دیروز نه یک نقطه در تقویم،که انبوهی از اکنون های فروخوابیده است.امروز،این دم میان دمها، این پل لرزان میان آنچه دیگر نیست
و آنچه هنوز نیامده. و فردا، نه یک مقصدکه یک پرسش بیپایان است.و سپس تکرارها میآیند: هفته گذشته،هفته آینده... و ناگهان، جهش شگرف: #گذشته_ها با #ها ی جمع فارسی #امروزها که جمع بستنش محال می نمایدو #فرداها که کثرت افق ها را فریاد میزند. این جاست که زبان میشکند و از شکاف آن نوری به درون میتابد. در آن ساحت که #ایران نه نام که بسامدی از همبستگیهای زمین و آسمان است جایی که رگه های فیروزه در سنگ،همزمان همزد رگهای خروشان در مچ دست کوه اندمفهوم #دیروز از تقویم فرو میریزد و بدل میشود به رسوبی از نور در لایه ها شبکیه ی جمعی. ما،ایستاده بر گسلی میان دو صفحه ی تکتونیک زمان #امروز را نه به عنوان یک ظرف،که به مثابه ی یک غشاء نیمه تراوا تجربه میکنیم: غشایی که از یک سو شیره خام #گذشته_ها را با فشار اسمزی خاطره به درون میکشد،و از سوی دیگر، شیره پرورده ی #فرداها را به سوی بافتی هنوز شکل نیافته تراوش میکند.این جاست که معماری واژگان حقیر، تلاش می کندیک سیستم پیچیده ... را در حد بضاعت آشکار نماید. گذشته ها جمع بسته میشود نه به نشانه ی کثرت عددی، که به نشانه ی جهانهای موازی تحقق یافته. هر گذشته یک مسیر کوانتومی فروپاشیده در دریای احتمال است که اکنون در هیأت یک سرگذشت صلب متبلور شده. حقیر با ها ی جمع، به دنبال این روایتم که تاریخ نه یک روایت که
یک بافه ی کوانتومی از تمام مسیرهای ممکن است که زمانی محتمل بوده اند و اکنون سایه شان بر دیوار اکنون افتاده است.اما اوج شوک معرفت شناختی در امروزها و فرداها نهفته است.از منظرعلوم اعصاب پدیدارشناختی اکنون. آگاهانه، یک پنجره لغزان به پهنای حدود ۳۰۰ میلی ثانیه نیست بلکه یک فرایند پیشبینی کننده است.
مغز ما پیوسته در حال ساختن فرداها ی خرد است مدل هایی از لحظه بعد که با دادههای حسی خام تطبیق مییابند. امروز این تکانه ی ترد،در واقع انبوه های از این پیشبینی هاست که در برخورد با گذشته ی در حال عبور،جامه ی واقعیت میپوشند.پس امروزها یعنی اعتراف به این حقیقت که نه یک امروز
که به تعداد ناظران آگاه،و به تعداد حالات درونی هر ناظر، اکنون وجود دارد. هر بار که پلک میزنیم، از یک امروز به امروزی دیگر جهیده ایم.و فرداها...این برترین سطح از رهایی از جبرخطی است. در اکولوژی ژرف، فرداها اشاره به توالی بومشناختی دارد: یک چمنزار، فردای خود را نه به صورت یک جنگل .....ادامه دارد
19:32 - 13 July 2026