ج
جوجهسلیکاکی
@Exolmahya
آبی اسمانم؛رشته موهای لَختِ ماهگونت را در نوارش دست های باد دیدم..
همان چشمها،همان لبها،همان اتشِ عشق را!
همان بودی،اما انقدر دور که دستم برایت دراز هم نمیشد..
انقدر دور،که اینبار کنارت من نبودم،او بود.
_Mahya_
00:51 - 30 April 2026
112
Views
Replying to
@Exolmahya