-شهید جمهور-در سرزمینی که آسمانش گاه رنگ کبودی داشت و گاه از مه غلیظ کوهستان‌ها پنهان می‌شد، مردی بود که قلبش برای خدمت به مردم می‌تپید.او نه از جنس قهرمانان افسانه‌ها، که از جنس خود مردم بود؛ مردی که رنج آن‌ها را رنج خود می‌دانست و آسایششان را آرزوی شبانه‌اش..
راهش را با گام‌های استوار در مسیر خدمت آغاز کردکوه‌ها برایش مانع نبودند، مه راهش را سد نمی‌کرد!هلیکوپترها شاید نمادی از سرعت و دسترسی او به دورترین نقاط، برای رساندن یاری بودند.او با تمام وجود، زندگی‌اش را وقف خدمت کرد..در سفری که پایانش رسیدن به آسمان بود(:🙂💔۱۴٠۳/۲/۳٠
11:42 - 19 May 2026