#با_شهداکنار قبر آماده‌ای نشسته بود به او گفته شد:حاج احمد این قبر برای تو خیلی کوچک است. تو با این قد بلند توی این قبر جا نمیگیری. به فکر یک قبر دیگر باش.حاج احمد در جواب گفت: "من به شما قول می دهم که این قبر برای من بزرگ هم باشد. همیشه می گفت: شهادت تنها با یک تیر و ترکش که شهادت نیست.
آدم باید مثل امام حسین علیه‌السلام شهید شود تا شرمنده آقا نشود. من دوست دارم روز قیامت اگر قرار شد مرا به امام حسین علیه‌السلام معرفی کنند قطعات بدنم را روی پارچه‌ای قراردهند و بگویند این احمد کریمی است."
شب عملیات کربلای پنج با شهادت حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها مصادف شده بود. حاجی توی سنگر فرماندهی نشسته بود. در آن اوضاع و احوال که همه در تب و تاب عملیات بودند سراغ مدّاح را گرفت.راضی‌اش کرده بود تا برایش روضه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بخواند. مدّاح می خواند و حاجی گریه می‌کرد.
همان شب بی‌بی شهادتش را امضا کرد.صبح روز 24 دی سال 65 گلوله توپ (یاخمپاره‌ای) کنارش زمین خورد و بدنش قطعه قطعه شدقطعات پیکرش را در کیسه کوچکی جمع کردند و در قبر کوچکی دفنش کردند.#شهیدکریمی #خاطرات_شهدا #کربلای_پنج #جنگ #دفاع_مقدس #پیکر #شهادت #شهید #قم #شلمچه #خاطره #امام_حسین #حضرت_زهرا
16:12 - 20 July 2026

1 Reactions
194 Views