نمیدونم ؛ شاید اگه تو بودی حداقل خوشحال تر بودم.
iriPinned post
@Fadiyeh_ir4 July 2026همه جا نوشتن آخرین دیدار با رهبر شهیدولی خیلیها تازه اولین دیدارشونه :)اولین و آخرین دیدار....
@Fadiyeh_ir25 June 2026امشب..شبیه که دیگه از خیمهها فقط خاکستر مونده بود.. 🥀 _شبی که بچه ها، بین دود و آتش، دنبال آغوشی امن میگشتن... شبی که زینب(س) با دلی شکسته، هم پرستار بود، هم پناه، هم تکیهگاه یک کاروان داغدیده...حسینیه نور - قسمت یازدهمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir25 June 2026میدانی قتل صبر یعنی چه؟یعنی دور یکی را محاصره کنند،از هر طرف زنند ، شکنجه کنند،تا جان دهد...2 MB
@Fadiyeh_ir25 June 2026این قسمت ، روایت آخرین لحظههای کربلاست...روایت وداعهای سخت،روایت «هل من ناصرٍ ینصرنی»،روایت گودال قتلگاه،و روایت مردی که همه چیزش رو داد تا حق زنده بمونه...🥀ble.ir/join/B26Gy8Whsfحسینیه نور - قسمت دهمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir23 June 2026امشب روایت مردیه که تا آخرین نفس، فقط به فکر خیمهها بود؛مردی که کنار فرات رسید به آب، اما تشنه برگشت...مردی که دستهاش رو داد، اما وفاداریش رو نه...حسینیه نور _ قسمت نهمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir23 June 2026امشب، در قسمت هشتم حسینیه نور ، روایت حضرت علیاکبر(ع) رو میشنویم؛جوونی که هر وقت امام حسین(ع) دلش برای پیامبر(ص) تنگ میشد، به چهرهی ایشون نگاه میکرد...اما عاشورا...علی اکبر(ع) رو هم از حسین(ع) گرفت...حسینیه نور - قسمت هشتمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir23 June 2026روایت مظلومیت کوچکترین شهید کربلا؛کودکی که حتی فرصت زندگی کردن هم پیدا نکرد، اما تا ابد، بزرگترین سند مظلومیت عاشورا شد...حسینیه نور - قسمت هفتمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir23 June 2026امشب، روایت حضرت قاسم(ع) رو میشنویم؛نوجوونی که وقتی امام حسین(ع) ازش پرسید:«مرگ برای تو چطوره؟»بدون لحظهای مکث گفت:«از عسل هم شیرینتره...»حسینیه نور - قسمت ششمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir21 June 2026۳ ساله واسه تولدم به عنوان کادو کربلا میخوامپس کی میخوای بدیش امام حسین؟
@Fadiyeh_ir20 June 2026همه قهرمانها شبیه هم نیستن...!یکی حبیب بن مظاهره؛ پیرمردی که تا آخر پای امامش ایستاد. یکی زهیره؛ مردی که مسیر زندگیش با یک دیدار عوض شد. و یکی هم عبدالله بن حسن؛ نوجوونی که طاقت تنهایی عموش رو نداشت و خودش رو به میدان رسوند...ble.ir/join/B26Gy8Whsfحسینیه نور - قسمت پنجمRaviane_noor
@Fadiyeh_ir19 June 2026هر چند روسیاهم با آنهمه گناهم....مشتاق یک نگاهم مولای من نگاهیقسمت چهارم | روایت جناب حر#بازنشرحسینیه نور - قسمت چهارمRaviane_noor«بابایی... مگه نگفتی برمیگردی؟...»در قسمت سوم ، روایت حضرت رقیه(س) رو میشنویم؛دختری که بعد از روزها اسارت، فقط یه آرزو داشت...یه بار دیگه باباش رو بغل کنه...💔#بازنشرble.ir/join/B26Gy8Whsfhttps://t.me/Raviane_noor313حسینیه نور _ قسمت سومRaviane_noor
@Fadiyeh_ir18 June 2026کسی که تو این پادکست دیالوگ های مرتبط به حضرت رقیه رو میگه یه بچه ۴ ساله ست:)چون واسه خیلیا سوال پیش اومده بود ...«بابایی... مگه نگفتی برمیگردی؟...»در قسمت سوم ، روایت حضرت رقیه(س) رو میشنویم؛دختری که بعد از روزها اسارت، فقط یه آرزو داشت...یه بار دیگه باباش رو بغل کنه...💔#بازنشرble.ir/join/B26Gy8Whsfhttps://t.me/Raviane_noor313حسینیه نور _ قسمت سومRaviane_noor
@Fadiyeh_ir17 June 2026«بابایی... مگه نگفتی برمیگردی؟...»در قسمت سوم ، روایت حضرت رقیه(س) رو میشنویم؛دختری که بعد از روزها اسارت، فقط یه آرزو داشت...یه بار دیگه باباش رو بغل کنه...💔#بازنشرble.ir/join/B26Gy8Whsfhttps://t.me/Raviane_noor313حسینیه نور _ قسمت سومRaviane_noor
@Fadiyeh_ir16 June 2026تو قسمت دوم با هم وارد کربلا میشیم؛ وقتی هنوز خیمهها برپا بود، هنوز صدای خنده بچهها بین خیمهها میپیچید، حضرت رقیه(س) کنار باباش بود، علیاصغر(ع) آروم تو آغوش مادر خوابیده بود و هیچکس باور نمیکرد که چند روز بعد، چه مصیبتی در راهه... 🥲🥀ble.ir/join/B26Gy8Whsfhttps://t.me/Raviane_noor313حسینیه نور - قسمت دومRaviane_noorروایت کربلا رو هر شب میذاریم..گوش بدید و نشر بدید. التماس دعا🖤شب اول ؛ روایت مسلم بن عقیل(ع)لینک جهت دنبال کردن کارها:ble.ir/join/B26Gy8Whsfhttps://t.me/Raviane_noor313حسینیه نور - قسمت اولRaviane_noor
@Fadiyeh_ir15 June 2026روایت کربلا رو هر شب میذاریم..گوش بدید و نشر بدید. التماس دعا🖤شب اول ؛ روایت مسلم بن عقیل(ع)لینک جهت دنبال کردن کارها:ble.ir/join/B26Gy8Whsfhttps://t.me/Raviane_noor313حسینیه نور - قسمت اولRaviane_noor