شکست مرگ در برابر حاج قاسم روئین تن✍️ اینجانب در سال1400مرگ بعنوان یک مرحله ازسیر خلقت درتعقیب انسان است وهمه موجودات عالم بایدازاین مرحله انتقالی بگذرندامابراساس آیات کریمه،شهیدان ازاین قاعده مستثنیٰ هستندومرگ دربرابرشهیدان - بویژه شهیدان بزرگ و احیاگران امت محمدیه(ص) - قطعاً شکست می خورد چنانکه
در رویارویی با حاج قاسم مرگ بود که مُرد؛ همانگونه که مولایش حسین بن علی (علیهما السلام) مرگ را رسوای عالم کرد. مرگ به‏شکل آمیزه استکبار و ارتجاع و صهیونیسیم در برابر حاج قاسم ظاهر شد و در محاصره حاج قاسم و یارانش قرار گرفت و به دنبال پناه گشت و گشت و گشت، تا سر از کانون های اصلی خویش در تل آویو و
کاخ سیاه درآورد، اما آنجا هم پناهی نصیبش نشد و با کمال ناباوری دید که حاج قاسم آنجا هم با قدرت تمام حضور دارد، "اینک حاج قاسم در تعقیب مرگ است". حاج قاسم که به دست خون آلود پرچم‏داران مرگ به شهادت رسید و آنها پنداشتند که می‏توانند نفس راحتی بکشد و می‏توانند دوباره به میدان آیند اما بازهم بدون آن که
بتوانند باور کنند، حاج قاسم را با قدرت بیشتر و نفوذ عمیق تر در مقابل خویشتن یافتند. دیدند که حاج قاسم - که آنها در حیات ظاهری‏اش دیده بودند که اگرچه ابعاد روحانی‏اش او را به مقامات و مراتبی رسانده بود، اما فردی از نوع بشر در قالب یک انسان شبیه دیگر انسان‏ها بود، با گذر از مرحله شهادت، - حاج قاسم
دیگری شده که دیگر یک انسان تک بعدی نیست بلکه به موجودی چند بعدی یعنی یک "مکتب" تبدیل گردیده: "مکتب حاج قاسم"؛ مکتبی که خواب راحتی را از چشم مرگ و پرچمدارانش می رباید و حاج قاسم را تکثیر می کند؛ حاج قاسمی که دیگر روئین تن و نامیرا است. حاج قاسم که در ظل پرچم ولایت عظمای ففیه، نقشه های دراز مدت و از
قبل ترسیم شده استکبار و صهیونیسم - از جمله برنامه خاورمیانه‏ی بزرگ و توطئه‏ی متوقف‏سازی بیداری اسلامی - را خنثیٰ کرده بود، جهان استکبار و صهیونیسم را - بعد از شهادتش - با چالش های غیر قابل پیش بینی مواجه و دردهای بی درمان دچار ساخت، تا جایی‏که حتیٰ پرچم‏داران مرگ امروز اعتراف می‏کنند که دنیای‏شان
با ترور حاج قاسم نه فقط امن‏تر نشده که شهادت او قلمرو سلطه‏شان را برای‏شان ناامن هم ساخته است؛ استکبار و صهیونیسم را به کارهای عجیب و غریب و اقدامات شتاب‏زده‏ای - مانند ضمیمه کردن جولان به سرزمین های اشغالی دیگر، شناسایی قدس به عنوان پایتخت رژیم غاصب، معامله قرن و عادی سازی روابط سران سازش‏کار عرب
با رژیم اشغالگر و... - وادار ساخته و همه‏ی این اقدامات به دست حاج قاسم و مکتبش به شکست دچار شده چنانچه منتهای آرزوی استکبار امروز فرار از منطقه و نجات از رویاروی با این حاج قاسمِ تکثیر شده، است و دولتی انقلابی در ایران استقرار یافته است. به همین دلیل است که امروز یاران صهونیسم و عادی‏سازان بدنام،
که بعد از فرار مفتضحانه و شرم آور ارباب تروریست خود از افغانستان و عراق، حیات سیاسی خویش را در خطر می‏بینند و امید به کدخدا را از دست داده‏اند، اینک یکی پس از دیگری به صف عادی‏سازی روابط با جمهوری اسلامی می‏پیوندند و یادشان آمده است که با کانون و مولد مکتب حاج قاسم یعنی جمهوری اسلامی ایران" سرنوشت
مشترک دارند! و استکبار هم که بیش از پیش، به ناتوانی خویش در حمایت از مهره هایش، و در مواجهه با حاج قاسم روئین تن واقف شده است، به ناچار مهر تأئید بر این رویکرد دوستانش می نهد و مذاکرات جمهوری اسلامی با روسیه و چین و اروپا تبدیل شده است به جلسات مطالبه گری "حاج قاسم فنا ناپذیر".
16:06 - 3 January 2025



1 Reply