و من از امربه معروفی که از طریق چهره انجام میشه یعنی اخم فقط تونستم عمل کنم و وقتی یکی از اون دختر ها دیدم سری به نشانه ی تاسف براش تکون دادم و دقیقا مادرم هم در مغازه ی مقابل مغازه ی کفش فروشی کار داشتن و من ناچار باید مدام اونا رو میدیم که اون پسر فروشنده راحت باهاشون بگو بخند میکنه !...