🔹 برنامه مخفی اعظم؛* *محمد ضیف از زندگی شخصی، دوران اسارت و آغاز فعالیت نظامی خود میگوید:شهید محمد ضیف فرمانده کل گردانهای قسام، شاخه نظامی حماس در سخنانی که برای اولین بار در برنامه «ما خفی اعظم» که شامگاه امروز جمعه از شبکه الجزیره پخش شد، بخشهایی از زندگی شخصی، دوران تحصیل، اسارت در زندانهای رژیم صهیونیستی و آغاز فعالیت نظامی خود را روایت میکند.محمد ضیف میگوید: «من برادر دینی شما، محمد ضیف هستم. سال ۱۹۶۵ در خانیونس به دنیا آمدم، اما زادگاه اصلی پدر و مادرم روستای کوکبا بود؛ روستایی کوچک در شرق المجدل. در دبیرستان خانیونس درس خواندم و نمرهام در امتحانات نهایی ۷۹.۸ بود. تحصیلات دانشگاهیام را نیز در رشته زیستشناسی به پایان رساندم.»شهید ضیف همچنین از فعالیتهای هنری خود در دوران دانشگاه سخن گفت و افزود: «در دانشگاه عضو گروه نمایشی "العائدون" بودیم، فعالیت تئاتری داشتیم و من هم بازی میکردم. شاید خیلیها تعجب کنند که چگونه کسی که بعدها یک نظامی شد، در اصل سابقه تئاتر و بازیگری داشته است. انسان در نهایت انسان است؛ دیدگاهها، افکار و ویژگیهای خاص خودش را دارد.»فرمانده کل قسام درباره آغاز فعالیت نظامی خود نیز گفت: «فعالیت نظامی من زمانی آغاز شد که پیامی برای پیوستن به "مجاهدان فلسطینی" وابسته به جنبش حماس دریافت کردم. قرار بود این مجموعه به صورت مستقیم سازماندهی شود و اگر موافق بودم، به مکان مشخصی مراجعه کنم.»ضیف در بخش دیگری از این ویدیو میگوید در سال ۱۹۸۹ بر اساس اعترافاتی که از داخل زندان به دست آمده بود، توسط رژیم صهیونیستی بازداشت شد، اما خود او در جریان بازجوییها و حتی در برابر دادگاه نظامی به هیچ چیزی اعتراف نکرد.
وی درباره بازجوییها گفت: «فشار بسیار شدید و تمرکز زیادی روی من وجود داشت و بیش از یک بازجو روی پرونده کار میکردند؛ تعدادشان به پنج یا شش نفر میرسید. فشار به حدی شدید بود که یکی پس از دیگری وارد میشدند. شرایط بسیار سخت بود و تحمل آن برای انسان دشوار بود.»محمد ضیف افزود: «اما از یک مرحله بازجویی به مرحله دیگر، نوعی پایداری خوب وجود داشت، به ویژه پس از چندین دور بازجویی. الحمدلله موضع انسان حتی در میان بازداشتشدگان خوب و بسیار قوی بود و به همین دلیل دوستان زیادی در میان اسرای وابسته به گروههای دیگر پیدا کردم.»وی در ادامه از دیدار خود با شهید شیخ صلاح شحاده در زندان سخن گفت و افزود: «یک بار هنگامی که برای رفتن به دادگاه پایین میرفتیم، شیخ صلاح شحاده را دیدم. از من پرسید: "اوضاعت چطور است؟" گفتم: "اوضاعم خوب است؛ فقط مانده که از اینجا بروم و مطمئنم که خواهم رفت، بنابراین میخواهم برای من یک کار مستقیم در نظر بگیرید." او گفت: "تو الان درگیر چه هستی؟ میخواهی بروی دادگاه یا میخواهی داخل زندان کار کنی؟"»ضیف گفت شیخ صلاح شحاده پیش از او اسیر شده بود و خودش میخواست پیش از آزادی، زمینه فعالیتش پس از خروج از زندان فراهم شود. وی افزود در دیدار دیگری، شیخ صلاح از او خواست با «زکریا الشوربجی» دیدار کند.وی درباره این دیدار گفت: «زکریا الشوربجی را دیدم و در زندان با من صحبت کرد. گفت اوضاع خوب پیش خواهد رفت و انشاءالله به محض خروج من از زندان، کاری برای ما وجود خواهد داشت. زکریا گفت لازم است از حالا برای فعالیت برنامهریزی کنیم.» محمد ضیف افزود: «از او پرسیدم: "ماهیت کار چیست؟" گفت: "میخواهیم یک نظامی را به اسارت بگیریم."»
04:02 - 31 October 2026