سعی کردم که بمانی و بریدی، به درککارمان را به غم و رنج کشیدی، به درکبه جهنم که از این خانه فراری شده ایعاشقت بودم و هرگز نشنیدی، به درکمیوه‌ کال غزل بودم و از بخت بدمتو مرا هرگز ازین شاخه نچیدی، به درکفرق خرمهره و گوهر تو نفهمیدی چیست؟!جنس پا خورده بازار خریدی، به درکادامه در ویرشت👇🏻

This post was deleted by the post author.

دانه پاشیدم و هر بار نشستم به کمینسادگی کردی و از دام پریدی، به درکعاقبت سنگ بزرگی به سرت خواهد خوردمیکشی از ته دل آه شدیدی، به درکنوش دارو شدی اما به گمانم قدریدیر بالای سر کشته رسیدی، به درک‌...
21:46 - 15 April 2026



1 Reply