سلام رفقا☕️داستانهای کوتاه، شعرهای پراکنده و کتابهای خوب.(زانگوله یادتون نره! 😉)
iriPinned post
@Filsoof12 September 2026سلام رفقا☕️داستانهای کوتاه، شعرهای پراکنده و کتابهای خوب.(زانگوله یادتون نره! 😉)
@Filsoof16 September 2026نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش قناریهای این اطراف را بی بال و پر کرده صدای نازک برخورد چینی با النگویش🌱`♪✍🏻حامدعسگری
@Filsoof16 September 2026«همیشه»وضعش که خوب شد با خودش فکر میکرد که دیگر گرسنگی نمیکشد. حالا یک نفر خواب و خوراک برایش نگذاشته.✍🏻مصطفیخدامی#داستانـکوتاه #ادبیات
@Filsoof15 September 2026«توجه»پیرمرد فقط یک آنفلانزای ساده گرفته بود. وقتی دید خیلی به او مهربانی میکنند، مُرد!✍🏻مصطفیخدامی#داستانـکوتاه #ادبیات
@Filsoof13 September 2026«دزد»بچه اش تا لب تر میکرد، برایش از مغازه کِش میرفت. پدر نمیخواست پسرش دستکج شود.✍🏻مصطفیخدامی#داستانـکوتاه #ادبیات
@Filsoof12 September 2026«تصویر»از جنگ که برگشت، مادرش آینه ها را برداشت.✍🏻مصطفیخدامی#داستانـمینیمال #ادبیات
@Filsoof11 September 2026«حلقه»زن گفت: « آقای دکتر، اصلا دوسم نداره» مرد گفت: « ولی من این همه برات کادو گرفتم!»زن حلقه اش را جا گذاش.✍🏻حرمان هاشمی#داستانـمینیـمال #ادبیات
@Filsoof11 September 2026«جواب مثبت»پلیس، زن را متقاعد کرد که جواب رد دادن، جرم محسوب نمیشود و او یک قاتل نیست.✍🏻مصطفیخدامی#داستانـکوتاه #ادبیات