نوحه دلم میخواست هرشب جمعه با امام زمان کربلا بودمدلم میخواست هرشب جمعه؛ با امام زمان کربلا بودم…به دنبال یوسف زهرا؛ در به در سوی کوچه ها بودم!مرا کشته درد شیدایی؛ امان از این عشق و رسوایی!بیا ای حلال مشکلها؛ تو را جان مادرت زهرا…دلم میخواست قبر گمشده را؛ با امام زمان میشدم زوار
اباصالح روضه میخواند و میزدم من؛ خود بر در و دیوار…به یاد آن صورت نیلی؛ میزدم اندر صورتم سیلی!بیا ای حلال مشکلها؛ تو را جان مادرت زهرا!دلم میخواست یک شب جمعه؛ یک دعای کمیل در نجف بودم…به محراب کوفه من یک شب؛ در به در توی کوچه ها بودم…بیا ای حلال مشکلها؛ تو را جان مادرت زهرا
دلم میخواست غسل جمعه کنم؛ صبح جمعه باآب نهر فرات…وضوی من اشک یک ریزه؛گوشه حرم سیدشهدابگیرم قنداقه رو دربر؛ببوسم پای علی اصغربیاای حلال مشکلها؛تو راجان مادرت زهرا!دلم میخواست قسمتم میشد؛یک محرم درکربلا باشمبگیرم یک مشک پر آب و ساقی؛ دور خیمه ها بودم!کنم پیدا دست سقا را ببوسم؛ من اشک زهرا را…
بیا ای حلال مشکلها؛ تو را جان مادرت زهرا..دلم میخواست یک دعای فرج؛ قسمتم میشد وادی عرفات!به هنگام مردنم میشد؛ آب غسل من آب نهر فراتکنم پیدا دست سقا را؛ ببوسم من اشک زهرا را!بیا ای حلال مشکلها؛ تو را جان مادرت زهرا…
06:04 - 24 January 2025

94 Views


1 Reply