إذن دخول در قلبها امشب استیا رضا و یا رضا و یا رضا شب اوّل گفتن امشب استکاش میشد شبها نبود یا که بود ولی مه و بارانی نبودکاش این شبها بگذرندصبح طلوع وصل امّا گریانی نبودای رئیسی یاور محبوب ما صبح شد رفتی و گریانی شدیمجای لبخند تولد، ما سیه پوش و حسینی شدیم