#چالش | #بازنشراگر یه کتاب بنویسی راجع به کسی که عاشقش بودی و بهش نرسیدی، صفحه ی آخر چی مینویسی؟خودم: از اینکه همهی تلاشمو برات کردم و نخواستی و نشد راضیم،حداقل از خودم شرمنده نیستم.یاخیال بودنت به اندازه یه کتاب شد اما غم نبودنت در یک جمله خلاصه میشه«تو متعلق به من نیستی!»
مسیر ها آدم های خاص خودشو میخواد.نه تقصیر من بود که بال نداشتم برای پرواز باهات...نه تقصیر تو که شنا بلد نبودی...راه رو هم خواستیم بریم که افتادیم تو بیراهه.ولی حالا که نشد... تو انقدر بالا برو که برسی به ستارت، منم انقدر عمق میگیرم تا آتلانتیس رو پیدا کنم.