بر زلف یار تا که گره خورد کار ما❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️بر زلف یار تا که گره خورد کار ماما را خرید احمد عالی تبار ماپس رفت بر جهاز شتر شهریار ماسنجید با ولایت حیدر عیار ماذی الحجه شد به یُمن ولایت بهار ما.
می گفت مصطفی سخن از جانب خداستبعد از من این علی به جهان شاه و مقتداستهر کس جدا شود ز علی از خدا جداستهان ! گوش کن کلام محمد چه آشناستیادآوری عهد الست و قرار ما.
در گفتن پیام خدا اهتمام کردپس پیروی ز غیر علی را حرام کردتا روز حشر بر همه حجت تمام کردعالم به احترام محمّد قیام کرد.
راضی شد از حبیب خودش کردگار مادست خدا و بانی ایجاد ، مرتضیبر انبیا مربی و استاد ، مرتضیتنها خوشی این دل ناشاد ، مرتضیچون وعده ی ” یمت یرنی ” داد مرتضی، با شوق مرگ می گذرد روزگار ما
آن سروری که یکّه یل کارزار بودهر شب برای جمع یتیمان قرار بودلطفش به جن و انس و ملک بی شمار بودنعلین شاه هر دو جهان وصله دار بودعالم فدای وصله ی نعلین یار ما.
از صحن او که هم دل و هم اختیار بردزائر برای سرمه ی چشمش غبار بردبا یک امید آمده بود و هزار بردهر کس ز خانه ی پدری یادگار بردانگشتری ” دُرّ نجف ” یادگار ما
ریزه خوران اشرف اولاد آدمیمهرجا رویم تحت عنایات پرچمیممدیون روضه ایم ، اگر شاد با غمیمبعد از غدیر چشم به راه محرمیمگریه برای خون خدا اعتبار ما
روح عبادت از تن کعبه جدا شدهرفته حسین و سعی و صفا بی صفا شدهخون خدا مسافر دشت بلا شدهبا اهل بیت راهی کرب و بلا شدهبرده ست فکر غارت خیمه قرار مامرضیه نعیم امینی
13:46 - 3 January 2026

1 Reactions
190 Views