◾️ باز هم درباره نسبت هنر و رسانههنر اصیل (نه هنر رسانهای/صنعتی)، دشمن «تکنیک سرعت» است. هنر، ما را متوقف میکند. وقتی با یک اثر هنری اصیل یا یک قصه روبرو میشویم، نمیتوانیم آن را «اسکرول» کنیم. هنر، ما را به «درنگ» وامیدارد و در آن درنگ، «افق معنایی» دوباره بازسازی میشود. هنر، «جهانساز» است،
در حالی که رسانه «تصویرساز» است.رسانهزدگی که امروز خود را در پریدن سوژه (بخوانید: کاربر) از خبری به خبری و از ترندی به ترند دیگر نشان می دهد، نوعی بیخانمانی و آوارگی را برای انسان به ارمغان آورده. انسان، جهان را از درون افقهای معنایی میفهمد، طوفان رسانه و رسانهزدگی این افق را تخریب میکند
و «تصویر جهان» یا برساختهای تشکیل شده از نشانهها و پیامهای کوتاه مصرفی را جایگزین معنا میکند. سوژه(بخوانید: کاربر) در انبوه پیام غرق است ولی در هیچ عالمی سکنی ندارد. رسانهها ابزار انتقال پیام نیستند، ابزرا ساختن جهاناند؛ جهانی برساخته. سوژه(بخوانید: کاربر) گمان میکند که به جهان آگاه است ولی
او در-جهان نیست بلکه در-نمایش جهان است.#یادگاری #انسان_و_رسانه 🔺️ آنچه در این باره تابه حال نوشتهام هم درباره اهمیت رسانه است و هم دربارهی رتبه و منزلت هنر؛ با این هشدار که جهان مهاجم رسانه جای هنر نجیب را تنگ نکند.@Yaminpour 00:47 - 18 September 2026