شجاعت امام حسن علیه السلام
تـاریـخ بـیـش از هـمـه در خـانـدان پـیـامبر به چشم می خورد پردلی، دلیری، دلاوری و جـراءت و شـجـاعـت است. تاریخ سرشار از دلاوریهای پیامبر، علی، فاطمه، حسن، حسین و... اسـت. از کودکی آثار شجاعت و رک گویی در او نمایان بود روزی ابوبکر بر منبر پـیـامـبـر نـشـسـتـه بـود حسن هشت ساله آمد و
معترضانه به او گفت: از جای پدرم پایین بیا!..او در هـنـگـام تـبعید ابوذر آن یار صمیمی پیامبر به امر خلیفه سوم، با آن که خلیفه از بـدرقـه او جـدا مـنـع کـرده بـود بی باکانه به همراه پدر و برادر و تنی چند از یاران باوفای پدر، او را مشایعت کرد و به او دلداری داد.
امام حسن از روزی که پدر بزرگوارش به خلافت رسید در خدمت پدر و نماینده او بود. در عزل و نصب ها دستی باز داشت، برای بسیج کردن کردن مردم کوفه از سوی پدر بدان سـامـان اعـزام شـد. او بـا سـخنرانی شورانگیز خود ـ با آنکه بیمار بود ـ ده هزار نفر از مـردم کـوفه را بسیج کرد و ابوموسی اشعری ـ آن مهره فاسد
و منصوب از سوی خلفای پـیـشـیـن ـ را کـه وسـوسـه آغـاز نـمـوده و مـردم را از جـنـگ دلسـرد مـی کـرد، از حـکـومـت عزل نمود.او در تـمـام جـنـگهای پدر از جمل و صفین و نهروان حضور جدی داشت و دلاوریهای او در این جـنـگـهـا زبـان زد اسـت. در جنگ جمل بر میمه سپاه و برادرش حسین علیه السلام بر میسره بـود
و دیـگـر بـرادرش مـحـمـد را بـه پـیـشـروی فرمان داد، او به پیش رفت ولی کاری صـورت نـداد و زخـم خـورده بـازگـشـت. و هـنگامی که به حسن فرمان داد او صف دشمن را شکست و وظیفه اش را انجام داد. محمد حنفیه در نزد پدر اندکی شرمگین شد، ولی امام به او چنین دلداری داد که: ((پسرم، تو فرزند منی و
11:02 - 22 July 2026