مردی کنار جاده، دکه درست کرد و ساندویچ می فروخت. گوشش سنگین بود،رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، روزنامه نمیخوند. تابلویی بالای سر خودش گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خودشو نوشته بود. خودش هم کنار دکه می ایستاد و مردمو به خرید ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم خرید میکردن.
کارش رونق گرفت پس ابزار کارشو زیاد کرد.پسرش بعداز ساعت مدرسه برای کمک میومد. کم کم وضع عوض شد.پسرش گفت: پدرجان، مگه به اخبار رادیو گوش ندادی؟ اگه وضع پولی کشور به همین روال باشه کار همه خراب میشه و شاید یه کسادی عمومی به وجود بیاد.باید خودت رو برای این کسادی آماده کنی
پدربا خودش فکرکردکه پسرش به مدرسه رفته به اخباررادیوگوش میده و روزنامه هم میخونه پس درست میگه! بنابراین کمترازگذشته نان وگوشت سفارش دادو تابلو دکه رو پایین اورد و دیگه کناردکه نمی ایستاد ومردم رو به خریدساندویچ تشویق نمیکرد؛به تبع فروشش بسیار کم شد، به پسرش گفت: حق با تو بود، کساد عمومی شروع شده!
پ.ن:اگر افکار خودمون رو شکل ندیم و با فکر واندیشه و تدبیر خودمون زندگی نکنیم دیگران به فکر ما تسلط پیدا میکنند و جهت دهی میکننددر واقع همون دهن بینی وقتی مرجع خوبی برای افکارمون داشته باشیم خودمون مسیردرست رو میریم و
تحت تأثیر افکارمسموم قرار نمیگیریم که به شکست منتهی بشه و اجازه نمیدیم دیگران برای ما برنامه ریزی کنن. راهنما والگوی درست داشته باشیم کمترتحت تأثیر افکار غلط قرار میگیریم.چه در فضای واقعی وچه در فضای مجازی!!! #دهن_بینی
18:46 - 23 January 2024



2 Replies

Profile picture of ‌🇱🇧🇵🇸 🇮🇷 امیر قانعی‌
@MrQhaf24 January 2024
Replying to
چقدر شبیه این روزهای ماهاست