برای اخرین بارها داشتم تلاشمو می‌کردم که خودمو برسونم به کربلابه هر کس زنگ زدم یا کربلا بود یا توراهش :)💔دیگه حتی راهی نبود پاسپورت بگیرم ...ساعت ۱۱:۵۰ دقیقه ظهر روز چهارشنبه ۱۶ شهریورماه ۴۰۱ با تمام بغضی که داشتم بالاخره خدافظی کردم باهاشون و راهی کربلا شدن :)- قسمت ⁹، ادامه دارد ...
بالاخره زمان خاموشی رسید.مثل دو شب گذشته اومدم بخوابم اما از درد حتی نمی‌تونستم دراز بکشم؛یادمه تا صبح نشسته خوابیدم و توی خواب و بیداری بودم.صبح از شدت درد و دلتنگی گریه می‌کردم، همه فکر می‌کردن بخاطر معده هست اما اینطوری نبود!این دردِ دوری و فراق بوده و هست :)- قسمت ⁸، ادامه دارد ...
11:01 - 13 August 2023