یه شب خونه تنها بودمتو آشپزخونه یه چیز کوچیک آتیش گرفتدست و پام می‌لرزید...مستأصل بودم و ترسیده بودماونجا بود که فهمیدم دختر وقتی باباش نباشه و سایه یه مرد بالا سرش نباشه،حتی با یه شعله کوچیکم میترسهتازه من سقف بالا سرم بوددمن بابا داشتم 💔من که سه سالم نبودد_بمیرم‌برات💔#خانوم_سه_ساله
Profile picture of ‌ایران دخت‌
ایران دخت

@Negar110  •  27 July 2023

میگفت:امروز تو هیئت وسطِ روضه خونی یه دختر سه‌ساله آوردن؛چون همه داشتن گریه میکردنُ لطمه میزدن ، روضه‌خون ازش پرسید از اینجا نمیترسی که؟ گفت نه عَموم اینجا نشسته ‌.مجلس‌ریخت‌بهم 💔
22:23 - 29 July 2023

24 Reactions
755 Views