سرد بهنظر میرسید، اما دلش آستانهی باریدن بود.آدمها را زود نمیپذیرفت، زودتر هم دلگیر میشد.حوصلهی توضیح نداشت؛ نه برای رنجهایش، نه دلخوریهای کوچکش.غرورش مثل پناهگاهی امن بود، که پشتش اشکهای زیادی پنهان میشد…و کسی نفهمید چقدر دلش دیده شدن میخواست، بینیاز از سؤال.
18:16 - 15 July 2025