میتونید این نوشته رو بخونید
🔹آخرین نگرانی شهید، سلامتی آقا بود...برادر شهید تعریف میکرد که برادرش بر اثر انفجار جراحات زیادی برداشته بود و در بیمارستان بقیة الله بستری شد، شهید عزیز، در لحظات آخر که می‌خواست به فیض شهادت نائل بشه... دیدیم داره با ناله ای ضعیف حرف میزنه...هر چه دقت میکردیم که متوجه بشیم چی میگه، صحبت هاش
نامفهوم بود...به اطرافیان گفتم یک قلم و کاغذ بیارید تا بنویسه که چی میخواد بگه...قلم و کاغذ رو دادیم بهش ولی متاسفانه بر اثر شدت جراحات توان نداشت که بتونه قلم رو روی کاغذ فشار بده و بنویسه...مقداری خطوط روی کاغذ کشید ولی باز هم مشخص نبود که چیه....اما تمام توانش رو جمع کرد و روی کاغذ نوشت ،
آقا سالمه؟؟بهش گفتم آره الحمدلله سالمه...بعد از شنیدن این حرف به فیض شهادت نائل شد....شهید سردار میثم معظمی گودرزی(شهرستان بروجرد)#حسین_دارابی | عضوشوید 👇http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
eitaa.com

ایتا - Eitaa: Join Group Chat

پیام رسان ایرانی ایتا Eitaa

22:55 - 23 July 2025