🍂🍂می خواهم به روزگاری برگردم که هیچکس از سادگیِ غذا، یا کوچکیِ اتاق، شکایت نمی کرد،تلویزیون ها سیاه و سفید بود و برنامه ها محدود، ولی جانمان در می رفت برای هر ثانیه تماشایش ...آن روزها همه چیز بی تکلف و دلنشین بود ...همه مان بی توقع، خوش بودیم ...بدونِ چشم داشت محبت می کردیم ...
و از تهِ دل می خندیدیم ...دلم برایِ خنده هایِ بی ریا ...برایِ دلخوشیِ ساده ی آن روزها تنگ شده ...پدربزرگ رفت ...مادربزرگ رفت ...و آن دورهمی هایِ جانانه؛ به خاطرات پیوست ...روزهایِ خوب بر نمی گردند، افسوس ... ما برایِ بزرگ شدنمان؛ بهایِ سنگینی پرداختیم.🌺
07:14 - 6 October 2025