✍️که در طوفانِ تیر و خون، سپر شد پیشِ اربابش به غیر از او کدامین کس، چنین مردانه بی باک است لبِ خشکیده اما دل، چو دریایی خروشان بود که پیشِ غیرتش،افلاک به غایت کوچک و خوار است چو میکرد عزم میدان، بلرزید پشت خصم دون، از آن هیبت که این عباس(ع) بر خصم، بلا نازل به تکرار است
چو افتاد آن دو دستِ او، فلک در سوگِ او خم شد زمین از داغِ آن لحظه، هنوزم غرقِ آزار است به رویِ نیزهها دیدند علم را بیصدا هیهات دلِ زینب زِ داغِ او، شکسته تا ابد زار است اگرچه پیکرش افتاد، ولی نامش علم شد باز که عباسِ علی تا روزِ محشر، شیرِ کرّار است۶۸&آ.مهر ۱ محرم ۱۴٠۵
06:42 - 16 June 2026