_ نفهمیدهنشد _ گاهی فکر میکرد قدیمیست.یک روز دلش گرفت ،یکریز و بیمَهابا حرف میزد . . .مرد به او گفت :‹ حرفزدن جیرهای است.هر روز نباید حرفبزنی.همه را خسته میکنی ›دیگر برایش مهم نبود ،آنچه باید فهمیده میشد ،نشده بود . . .
21:08 - 19 August 2025