بہعنوانِآدمےڪہ :« غیر از سکوتِمنطقی ، حرفش و میزد چون باور داشت به اینکهسکوت گاهی چیزی رو حل نمیکنه و خیلی حسرت میاره واسه آدم »خیلیوقتهحرفینمیزنم .
@Delete0006 September 2026Replying to @Hidara110سکوت گاه درد است و گاه درمانابتدا درمان نمودی، سپس امّا کشتی!💔🚬#خودمنویس
@Sad_vir7 September 2026Replying to @Delete000and@Hidara110دلِ من را به امیدِ خویش آرامش دادیبعد از آن با رفتنت، این خانه را برهم زدیگفتم از عشق تو شاید جان بگیرد این دلتو ولی آمدی و جانِ مرا از من گرفتیهرچه کردم تا بمانم، رفتنت تقدیر شدمن تو را بخشیدم اما خویش را هرگز نه، کشتی..💔
@Sad_vir7 September 2026Replying to @Hidara110and@Delete000قرار بود مرهمِ این خستگیهایم شویآمدی، اما تمامِ باورم یکباره شکستنشستم چشم بر در، شاید که بازآییولی سهمِ من از تو، خاطراتی بیش نبود و بستو رفتی و من ماندم و یک مشت سؤالکه چرا آمدی وقتی قرار بود بروی و دلم را بشکنی؟