فرشته پَری به شاعر داد و شاعر، شعری به فرشته.شاعر پَر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بویِ آسمان گرفت.فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.خدا گفت: دیگر تمام شددیگر زندگی برای هر دوتام دشوار میشود ...!
زیراشاعری که بوی آسمان را بشنود،زمین برایش کوچک استوفرشته ای که مزه عشق را بچشدآسمان برایش کوچک ...#شلسیلور_استاین