وقتی گریبان عدم بادست خلقت میدرید/وقتی ابدچشم تو راپیش ازازل می آفریدوقتی زمین ناز تورادرآسمانها میکشید/وقتی عطش طعم تو رابااشکهایم میچشیدمن عاشق چشمت شدم نه عقل بود ونه دلی/چیزی نمی دانم ازاین دیوانگی و عاقلییک آن شداین عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود/آن دم که چشمانت مرااز عمق چشمانم ربود