21 اسفند 1404
هری مثل هر شب کنار رودخونه توی جنگل منتظر تام نشسته بود تام با قدم هایی آرام و کنترل شده رسید و پشت سر هری ایستاد و گفت:سلام پسر کوچولوهری‌ آب‌ دهانش‌ را‌ قورت داد تام در یک صدم ثانیه گفت:بچرخ!هری با نگرانی چرخید و شلوارش را پایین کشید چند ثانیه بعد صدای ناله هایش در جنگل پیچید.
I See Red ( GandomMusic
Profile picture of ‌Henry‌
@Henry00122 اسفند 1404
Replying to @Salvalora
تامی دآخه هری💔
Profile picture of ‌⋆ 𝖯︎𝖺𝗇︎𝗌𝗒(ver.وفادار.به.برکشایر)‌
@Salvalora24 اسفند 1404
Replying to @Henry001
تام اعتراف کرده هری ***** خوبی دار-
خاک عالم بر سرم😶😶چتونه شماهااااااا
02:59 - 25 اسفند 1404

129 Views


1 Reply

Profile picture of ‌Henry‌
@Henry00125 اسفند 1404
Replying to @Hp_73and@Salvalora
چرا انکار میکنی پاتی مگه عشق جرمه وا😨