خُب … خُب … خُب …انگار بازم لازمه بگم:غوغایِ روحانی نگربعضی وقتها ماجراهایی در این کشور رخ میدهد که هرچه بیشتر دربارهاش فکر میکنی، بیشتر به عمق ماجرا پی میبری!همین قصهی فرشهای عمواغلی را ببینید: …
اول گفتند سرقت شده، بعد گفتند پیدا شده، حالا دوباره میگویند هنوز پیدا نشده!از آن طرف سخنگوی قوه قضائیه خبر پیدا شدنش را میدهد، این طرف معاون حقوقی دولت میگوید خبری نیست! کدام را باید باور کرد؟
عجیبتر اینکه وقتی میشنویم پروندهی دزدیدن این فرشهای قیمتی که از زمان قاجار مانده و ارزش هر کدامشان به هزار میلیارد تومان میرسد، رفته «دادگاه ویژه روحانیت»!یعنی مظنون اصلی کیست که چنین دادگاهی برای او در نظر گرفتهاند؟چرا باید پرونده به جای رسیدگی عادی، در مسیری خاص بررسی شود؟
مردم حق دارند بدانند این میراث ملی در جیب چه کسانی گم و پیدا میشود؟چطور یک نفر میتواند ۴۸ تخته فرش گرانبها را از کاخ بیرون ببرد و آب از آب تکان نخورد؟قصهی فرشهای عمواغلی، فقط یک سرقت ساده نیست، نماد همان فساد پنهانی است که سالهاست مردم را بیاعتماد کرده است.
شما فکر میکنید مظنون اصلی کیست؟ که پرونده به دادگاه ویژه روحانیت رفته است!
00:18 - 29 June 2025